
تهران/خیابان حافظ .... بدون شرح!
سلام اي آسمانِ آسماري
گذرگاهِ غريبِ بيقراري
سلام اي زرده اي زايندهي عشق
نمادِ هقهقِ پايندهي عشق
سلام اي كبكهاي نغمهپرداز
بلندآوازگانِ بغضِ تاراز
سلام اي قلبِ غمگينِ چغاخور
نشسته زيرِ باران با دلي پُر
سلام اي رودِ از هر سو روانه
هنوزِ انتظاري مادرانه
سلام اي پيرِ بر مُنْگَشْتْ خفته
هزاران راز را در دل نهفته
سلام اي سرزمينِ خستهي من
دليلِ بغضِ بيپايانِ بهمن
سلام اي قلبِ پاييز و، بهاري
دلت، تنديسِ باران، بختياري
بداغي
معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه بی خود، های و هو میکرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یک با یک برابر هست
از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند !
و او پرسید
اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز
یک با یک برابر بود
سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود.
و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم
یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:
یک با یک برابر نیست
اطلاعیه جمعی از خبرنگاران و روزنامه نگاران درخصوص انتخابات مجدد شورای راهبردی مطبوعات و رسانه های خوزستان
روح و محتواي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به ويژه اصول 9 و 24 و 168 آن بر آزادي بيان، آزادي مطبوعات و شيوه مردمسالارانه اداره حكومت و نيز رعايت و تضمين آزادي بيان و حفاظت از حقوق حرفه اي روزنامه نگاران در مقابل نهادها و مقامات حكومتي تاكيد و صراحت دارد. به همين دليل است كه در ماده 4 قانون مطبوعات آمده است: " هيچ مقام دولتي و غير دولتي حق ندارد درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآيد و يا به سانسور و كنترل نشريات مبادرت كند.
اما متاسفانه رعايت اين دو ماده قانوني در ماه هاي اخير در خوزستان از سوی برخي نهادها و مقامات كنار نهاده شده است و با گزينشي برخورد كردن نسبت به مطبوعات و ...

طي مراسمي در اداره فرهنگ وارشاد اسلامي مسجدسليمان بزرگداشت
زنده ياد مريد ميرقايد شاعر تواناي مسجدسليماني با حضور جمع كثيري
از مردم وهنرمندان برگزار گرديد
فراخوان: بزرگداشت سربداران
لاله های واژگون مسجدسلیمان را گرامی بداریم!
امیل ارتباطی : lor_mis2006@yahoo.com
وبلاگ : http://amo-lore.blogfa.com/


تهران/خیابان حافظ .... بدون شرح!
گورستانِ دورِ کرج
نه خواب و نه منزل
نه حوصله، نه حرف،
شب، دیماه، کوچه، برف.
خيابانِ بیراهِ دولت وُ
خاموشیِ خوشخوشانِ کسی
که گاه پرسهگردِ حوالیِ قلهک بود.
گاه انگار زير لب چيزی میگفت،
میگفت خيلی وقت است از خودم
از خانه
از خوب و بَدِ بیدليلِ اين کوچه کناره گرفتهام
ديگر کاری به کارِ بعضی کلماتِ کهنه ندارم.
خودش بود
شاعرِ سر در گريبانِ اين سالها
از ما بود،
مانده بر دو دستِ خستهی خوابی،
که بيدارترين تعبيرِ ترانهاش
خبر از هزار مزارِ به نوبتنشستهی ما میداد.
ما در گورستانِ دورِ کرج
تنها بوديم.
غزاله و بامداد هم شنيده، آمده بودند
از شکستنِ بُغضِ هزار حرف وُ
بارشِ سنگينِ برف سخن میگفتند.
هوشنگ داشت به محمد میگفت:
چه میکنيم ...؟
به ما اجازهی خاکسپاریِ اسامیِ ممنوعه را نمیدهند.
محمد گفت:
در اين ديارِ بی از ما
مُردن به هر دليل سادهای
دشوار است.
ما تنها بوديم
مُردهی بر دستماندهی ما
چشم به راهِ مزارِ خالیِ منوچهر
نگرانِ چراغِ خانهزادی بود
که از لهجهی تاريکِ شب وُ
وزيدنِ روشنايی روز میترسيد.
ما خسته بوديم
ما هم
مثلِ اسمِ سادهی م.آزاد
خسته بوديم.
کسی انگار
از درونِ دوردستِ ما
به رذالتِ ارزانِ اين روزگار
ناسزا میگفت: ...
هی آشکار شدگانِ عجيب!
شما که زيستن در آسودگی را
از ما گرفتهايد،
لااقل بگذاريد چگونه مُردنِ خويش را
خود اختيار کنيم.*
* اسامیِ کوچک، آمدهی اين معناست: غزاله عليزاده، الف. بامداد، هوشنگ گلشيری، محمد مختاری، منوچهر آتشی و محمود مشرف تهرانی.
سيد علي صالحي http://www.seyedalisalehi.com/cgi-bin/content.pl?f=27&t=73
نامِ كتاب: ديگر/نه ترانه حريفِ دلتنگيام ميشود/نه گريههاي تنهايي/نميآيي؟
ناشر: نشر اشاره ۶۶۴۱۸۹۱۱ ـ ۶۶۴۸۱۵۱۱
نوبتِ چاپ: اوّل/زمستان 86
رسمالخط، حروفچيني، صفحهبندي و طرح جلد: بهداد بداغي
پخش و فروش:
تهران:
۱-خيابان انقلاب، روبهروي دانشگاه تهران، انتشارات مرواريد و بيدگل
۲-فلكهي دوم آرياشهر، به سمت فلكهي اوّل، كتابفروشيِ جنب مسجد امام صادق 44231352
۳-بزرگراه چمران،ضلعِ شمالِ غربيِ ميدان توحيد،بنبستِ اليزابت،شمارهي ۱۰،
ميلادِ دانش ۶۶۹۴۷۵۷ - ۶۶۹۲۱۴۲۶
كرج:
نمايشگاههاي دائمي بهمن
۱-چهارراه طالقاني 2263735 - 2263731
۲-گوهردشت 4482503
۳-گلشهر 3504290
۴-شهريار 3241620
۵-هشتگرد 4233184
اهواز:
كتابفروشي رشد
مسجدسليمان:
كتابفروشي عرفان (بهداروند) ۲۲۲۱۶۰۰
كتابفروشي فرزانه (ورزنده)
ايذه:
۱-كتابفروشي زندي
۲- نوشتافزار محمودي: ميدان امام علي، روبهروي بانك تجارت مركزي،5221320
شوشتر:
خيابان شريعتي، كتابفروشي كتاب شهر 6224375